غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

532

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

ذكر تسلط محمد تيمور سلطان و عبيد الله خان بر بعضى از بلاد خراسان چون امير نجم ثانى از جام قضاء سبحانى شربت شهادت چشيد هوس تسخير بلاد خراسان در ضمير حكام ماوراء النهر پيدا شد و نخست جانى بيك سلطان از آب‌آمويه گذشته متوجه دار السلطنهء هراة گشت امرا و اشراف آن بلده چون برين حادثه وقوف يافتند بيشتر از پيشتر در استحكام برج و باره كوشيده احمد بيك صوفى اوغلى قلعه اختيار الدين را مضبوط ساخت و حسين بيك لله در برج ميرزا سلطان احمد كه در ميان شرق و شمال شهر است رايت اقتدار برافراخت امير عماد الدين محمود دروازهء فيروزآباد را ضبط نمود و امير غياث الدين محمد بن امير يوسف بر پشت دروازهء ملك منزل فرمود حراست دروازهء خوش بامير سلطان محمود ولد سيد غياث الدين محمد باغبان تعلق گرفت و محافظت دروازه عراق به ديگرى از اعيان خراسان سمت انتساب پذيرفت و جانى بيك سلطان در اوايل ذو القعده به ظاهر هراة رسيده نخست در النك كهدستان فرود آمد و يكدو نوبت زمرهء از لشگريان او بقدم محاربت از طرف باغ سفيد خود را نزديك بخندق رسانيدند و از اصابت پيكان دلنشان هرويان مجروح شده مايوس بازگرديدند و سه چهار كرت ديگر از جانب دروازه فيروزآباد جنگ پيش آوردند و از دست‌برد ملازمان امير عماد الدين محمود مغلوب شده زخمهاى كارى خوردند و در بعضى از آن معارك بابا عشقى تبرائى كه معتمد لله بيك بود بدست اوزبكان گرفتار گشته شربت شهادت چشيد و مقارن آنحال عبيد اللّه خان نيز بنواحى شهر رسيده در نواحى قريه آزادان نسخه آزادگان گزيد و چندبار سپاهيان بخارا تا كنار خندق دروازهء ملك و دروازهء عراق تاخته بافكندن تير و سنك پرداختند و بجد هرچه تمامتر بامر محاصره قيام نموده علم جنك و پيكار افراختند و چون در سال گذشته محصولات بلوكات هراة نيك نيامده بود در آن ايام نرخ حبوبات ترقى تمام نمود مع ذلك امراء عظام جهة آزوق غازيان بر محلات شهر غله حواله كردند و بدين جهة تنقيص بسيار بصغار و كبار رسيده در كمال اضطرار بسر ميبردند القصه ايام محاصره نزديك به شصت روز امتداد يافته بعد از آن پرتو انوار عنايت الهى بر وجنات روزگار محصوران تافت و ميان جانى بيك سلطان و عبيد اللّه خان مخالفتى روى نموده در صباح سيوم محرم سنهء تسع‌عشر و تسعمائه كه موافق اول روزه نوروز بود هريك از آن دو سردار از ظاهر هرات بجانب ديار خود توجه فرمود و در آن روز فيروز هرويان را بنسيم عنايت ايزد تعالى گل آمانى در چمن مراد شكفته از محنت حصاردارى نجات يافتند و از محافظت برج و باره فارغ گشته بسر بساتين و باغات و